باران

وبلاگ دکتر حسین خسروی

نوخسروانی چیست؟ / حسین خسروی

      «خسروانی» گونه ای شعر هجایی  فارسی است که در سه مصراع سروده می شده و نمونه هایی از آن از دوره ی ساسانی باقی است. ابداع این قالب را به «باربد جهرمی» خنیاگر  عصر ساسانی نسبت داده اند. نمونه هایی از خسروانی های باربد در کتاب «اللهو و الملاهی» ابن خردادبه آمده است.  اخوان ثالث بر مبنای این گونه ی شعری اشعاری سروده و  آن ها را نوخسروانی نام نهاده.

    در سالیان اخیر برخی شاعران اشعاری در سه مصراع سروده اند و آن ها را سه گانی و نوعی از آن را سه گاهی نام نهاده اند. کُردهای شمال خراسان دو قالب شعری کهن دارند به نام های «لوبانگی» و «سه خشتی» که شباهت هایی باهمان خسروانی های باربد دارند. این اشعار تقریبا شبیه هایکو هستند.

    این قالب شریف اسامی گوناگونی دارد. خودِ این قالب از زبان سعدی می گوید: بنده را نام خویشتن نبود/ هر چه ما لقب دهند آنیم. ما نیز بر سر اسم بحث نمی کنیم؛ مسمی را عشق است.به قول هاتف: سه نگردد بریشم ار او را / پرنیان خوانی و حریر و پرند.

      حال شمای خواننده عزیز هر چه خواستی بخوان: خسروانی ، نوخسروانی، سه گانی، سه گاهی، لوبانگی،  سه خشتی، سپید کوتاهه ها، تانگا(سی و یک مورایی)، لندی (افغانی) و هایکو (هفده هجایی ژاپنی).

  در زیر چند نوخسروانی می خوانید. 

 باد و برف

باد می­آید

برف افقی می­رود

انگار نه نیوتنی آمده و نه سیبی افتاده  (حسین خسروی)

 ********************

در قطب شمالی دلت هست زمستان 

بردار و ببر این دلِ پُرآتش سوزان

سرما نزند آن دو انارِ خوشِ لرزان  (حسین خسروی)

 

********************

ببین شعله‌ام تا کجا می‌کشد!

مرا یک دل این‌گونه آتش زده‌ست؛

درخت گلابی چها می‌کشد؟     (دکتر علیرضا فولادی)

**************** 

حرف­هایت قشنگ است

آری، اما تو رنگین‌کمانی؛

حرف رنگین‌کمان، هفت رنگ است.   

********************* 

باز شد پنجره‌ی خانه‌ی ما،

کودکی خنده‌کنان می‌نگریست،

ناز شد پنجره‌ی خانه‌ی ما.

****************** 

می‌لرزد و باز، فکر این است،

می‌افتد و باز، فکر آن است؛

آدم‌‌برفی چه مهربان است!

***************

تلخ یا شیرین،

هرچه هست، این است؛

زندگی لیموی شیرین است.

****************** 

ستاره‌ها! جواب...!

کجاست قرص ماه؟

کجاست قرص خواب؟

**************** 

برق هر طلا تو را هنوز

دزد می‌کند به‌ناگزیر؛

واقعا که! ای کلاغ پیر!

**************** 

در شور کربلا

زنجیرزن کجا،

شمشیرزن کجا؟

 

*************** 

چشمها نیازمند عینکند؛

روح سبز باغ را نگاه کن!

زاغها مترسکند.

***************** 

عشق در سرشت ماست؛

تهمت جنون چرا؟

ژن کجا و جن کجا؟      (دکتر علیرضا فولادی)

 

******************************

آب زلال و برگ گُل بر آب

مانَد به مه در برکه ی مهتاب

و این هر دو چون لبخند او در خواب    

********************* 

 این مَثَل خوش می‌سرود از کولیان رقّاصه‌ای

جام بر پیشانی و در رقص، کای بهرام گور

هیچ عامی نیست کاندر وی نباشد خاصه‌ای    (اخوان ثالث)

 

***********************************

خاقان ماه ماند و قیصر خورشید

آن من خدای، ابر ماند کامکاران

که خواهد ماه پوشد که خواهد خرشید           (باربد)

 

(یعنی خاقان امپراتور چین مانند ماه است و قیصر امپراتور روم مثل خورشید و پادشاه من ،خسرو پرویز، به ابری قدرتمند می ماند که هر گاه بخواهد جلوی درخشش ماه و خورشید را می گیرد.)

*********************************

با تو از اندوه می گفتم.

دست­کم پژواک بر می­گشت،

درد اگر با کوه می­گفتم.           

*************

ویرانم آنچنان

کز بغض طالبان

بودای بامیان           (علیرضا قاضی­مقدم)

 

******************************

 

هی مگو که قار قار می‌کند!

تو زبان زاغ را نخوانده‌ای؛

عاشق است و یار یار می‌کند.              

**************

 دختر گرسنه گفت: نان!

مادری که روی آفتاب را ندیده بود،

با خطوط آبِ دیده‌اش نوشت: هیس! طالبان!   (محمد شریف سعیدی)

 **************************

و نوع چهارمصراعی شبیه به دوبیتی که شاید بتوان آن را چهارگانی(چارگانی یا چارتایی) خواند. شاید هم بتوان با اجازه ی جناب رحیم خانی عزیز، مصراع دوم را حذف کرد و پیوستن این چهارگانی را به جمع خسروانی ها جشن گرفت.

فنجان چشمانت را
که تعارف کردی
لاجرعه سر کشیدم؛
- هنوز عطری زلال در من موج می زند. (احمد رحیم خانی سامانی)

 

**************************

سه خشتی:   

تو له بلند ئه ز له ‌نالی
نالی بیژه ن کرمه چالی
دانه سه ر می ته خته سالی    (هیوا مسیح)

 ***************

چاوینه ره ش کانيی کانِيی
من کلدانه ک ژی را هانيی
چاوان پر ره شن کل هلنايی   (هیوا مسیح)

******************************

 برای اطلاعات بیشتر در باره ی سه گانی، نگاه کنید به وبلاگ«باید سلام کرد به گسترده زیستن» (علیرضا فولادی) و سایت آنات aanaat 

نیز نگاه کنید به مقاله ی ارزشمند دکتر حمید باقری فارسانی  با نام «از رباعی تا هایکو» در وبلاگ گویه

**********************************

 

 «هايكو»

 

   هايكو شعر كوتاه ژاپني است.اين شعر سه سطر(سه مصراع يا سه پاره) و هفده جا دارد(5 + 7 + 5).

       همچنان‌كه عده‌اي معتقدند غزل فارسي از قصيده منشعب شده،در مورد خاستگاه هايكو نيز اين باور وجود دارد كه هايكو از نوعي شعر بلندتر به نام رِنگا گرفته شده است. رِنگا31 هجا دارد و هجاهاي آن به صورت 5 + 7 + 5 + 7 + 7  قرار مي‌گيرند.  هايكو شعري است ناب ، تصويري و طبيعت‌گرا كه با آيين ذن ارتباطي عميق دارد و برخي آن را بيان ادبي ذن دانسته‌اند.

 آوا نويسي دو هايكو :

A / ki / ka / ze / ya  (پنج هجا)

Mi / zu / ni / o / chi / ta / ru

So / ra / no / I / ro

ترجمه:

باد پاييز

افتاده در آب

رنگ آسمان

  Fu / ra / I / ke / ya

Ka / wa / zu / to / bi / ko / mu

Mi / zu / no / o / to

ترجمه:

بركه‌ي قديمي،                        

صداي جهيدن غوكي

 در آب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینک چند «هايكو» بخوانید:

از كتاب: «هايكو شعر ژاپني از آغاز تا امروز»  ترجمه‌ي: احمد شاملو و ع. پاشايي

 

1- چكاوك:

 فقط آوازش حس مي شود.

 چيزي به جا نمي گذارد.                           (آم پوو)

 

 2- علف هاي باغ

 ريخته

 و هم چنان بر جاي مانده.                       ( ريوكان)

 

 3-  گاري سنگين

    ژيغ ژيغ كنان مي گذرد:

             شقايق هاي پُر  پَر مي لرزند.      (بوسون )

 

4- روي ناقوس

    نشسته، خواب است

                 پروانه.                           ( بوسون)

 

5- گلبرگِ فروريخته آيا

    به شاخه اش باز تواند پريد؟

         نه، پروانه بود آن.                     (موري تاكه)

 

6- توفان

   به جست و جوي

   شكوفه هاي پراكنده مي رود.                   ( فوجي وارا سِداي ئه)

 

7- راهِ كوهستاني:

   غازهاي وحشي در ابرها

  و آواز اردك هاي كاكُلي در درّه ي تنگ.       (سوگي)

 

8- ديري چشم به راهمان مي گذارد،

  با اين همه چه زود فرو مي‌ريزد

      روح شكوفه هاي گيلاس!                  (سوگي)

 

9- بسا كه از سرما افسرده باشي،

   اما خود را به آتش گرم مكن

   بوداي برفين!                                (سوكان)

 

10- ماه نيم شبي،

           گويي

            از خُنكي.                      ( ئي شيتسو)

 

11- شكوفه هاي گيلاس

      امشب فرو خواهند افتاد

        زير تبرِ ماه نو                          (ساي گين)

 

12- در مسير رود

     پرواز مي كند پرستو

         گويي جريان دارد.                 ( ساي مارو)

 

13- كاملياها به زير مي افتند

       يكي پس از ديگري

         زير ماه مه‌آلود.                  (دان سويي)

14- ناقوس دوردست

      چگونه طي راه مي كند

         از ميان مه بهاري؟               (ئوني تسورا)

 

15- خوب كه نگاه كردم

        نازونا را ديدم

         در كنار پرچين ، شكفته.          (باشو)

 

16- لانه ي متروكِ كلاغ مهاجر

        درخت آلويي

             شده است.                   (باشو)

 

17- آذرخش،

      ديروز در خاوران

     امروز در باختر.                 (كي كاكو ، شاگرد باشو)

 

18- زمستان فرا رسيده است.

      زاغان مي نشينند

      بر مترسك.                  (كي كاكو)

 

19- داوودي هاي سفيد

       داوودي هاي زرد...

   كاش نام ديگري وجود نمي داشت!         (كي كاكو)

 

20- شكوفه‌ي آلو

    ايثار مي كند بوي خود را

      بدان كس كه شاخه را مي‌شكند.      ( چي يو- جو )

 

   

+ نوشته شده در  بیست و دوم دی ۱۳۹۱ساعت 19:27  توسط حسین خسروی  |